رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری: مارکوپولو جاسوس بود!
به گزارش سکوت تاریک به نقل از ارژنگ حاتمی، بر اساس تحقیقات انجام گرفته و اطلاعات واصله، چند تن دیگر از جاسوسان و متخلفان و مظنونان به شرح زیر معرفی می شوند : - هاچ زنبور عسل: نامبرده یکی از زنبورهای بی هنر و بی سواد بوده است که فرمول تهیه عسل طبیعی را بلد نبوده، وی پس از مدتی به دروغ و با استفاده از رسانه های زنجیره ای خبر جعلی گم شدنش را منتشر می کند، سپس به بهانه ی واهی پیدا کردن مادرش به کندوهای همسایه ها سر زده تا بتواند فضولی کند و راز ساختن عسل را از آنها کِش رفته و بدون رعایت حق کپی رایت(!) از این فرمول سوء استفاده کند! - پرین: وی یک دختر فراری بوده است و بدون آنکه گواهینامه ی الاغ سواری داشته باشد اقدام به سوار شدن بر پشت الاغی به نام «پاریکال» می کرده است، پرین به دروغ مدعی شده بود به دنبال پدربزرگش است به شهرهای زیادی سفر کرده و اطلاعاتی را جمع آوری نموده است؛ قابل به ذکر است که پدربزرگ پرین یکی از کارخانه داران و مفسدان اقتصادی شهرشان محسوب می شود و مادرش عکاس بوده که دلایل و علل و انگیزه ی گرفتن عکس توسط مادر پرین در دست بررسی است! - پدر پسر شجاع: از ایشان اطلاعات چندانی در دست نیست، وی کلا آدم مشکوکی است، نامبرده در هیچ کدام از قسمت های کارتون نام حقیقی اش را بیان نکرده و همواره این سئوال مهم وجود دارد که نام ایشان قبل از تولد پسرش چه بوده است؟! در همین رابطه تا به این لحظه شونصد نامه برای ایشان ارسال شده است که متاسفانه ایشان هنوز نام حقیقی شان را بازگو ننموده و افکار عمومی را متنور(!) نکرده اند! - رود رانر متخلص به میگ میگ: وی در یک جایی که نمی دانیم کجاست آموزش دو میدانی دیده است تا بتواند در مواقعی که احساس خطر می کند با سرعت زیاد فرار کند، نامبرده همدستی به نام "گرگ" دارد که به کمک وی دست به اقدامات تروریستی می زنند، البته آنها در فیلم هایی که خودشان از این صحنه ها می گیرند اینگونه وانمود می کنند که گرگ مزبور قصد گرفتن میگ میگ را دارد که طبق یافته های ما اصلا اینگونه نیست! - البته افرادی همچون «نل»، «واتو واتو»، «کارآگاه گجت» و ... نیز در این لیست حضور داشتند که به دلیل کمبود جا صرفا به بیان مهمترین هایشان پرداختیم!
قربون شما :
قزن دلشو گرفته از خنده ! :))
سلام
دیشب حوالی ساعت 10.5 یه عده با دمام و یه چیزای دیگه که اسمشو نمیدونم ؛ مثل دسته های عزاداری جنوبی ها همینطور بی مقدمه و یهویی آمدند پشت خونه ما شروع کردن به نواختن . بعد از تقریبا ده دقیقه هم بساطشون رو جمع کردن و رفتن !
اول رفتم روی پشت بوم دیدم عینک ندارم و فقط یه هاله سیاه میبینم . ( امضا : قزن نابینا ) بدو بدو دویدم پائین . حالا با چه قیافه و لباسی ! از حموم هم اومده بودم بیگودی میگودی و این حرفا ....فقط شالم رو گرفتم دم دهنم شناسایی نشم با اون تیپ خفنم ! شوشی هم بدتر از من داشت لوله روشویی همسایمون رو تعمیر میکرد . تیپ اون خفن تر از من ! رفتم یه گوشه تو تاریکی ایستادم . شوشی رو فرستادم بره ببینه اینا چشونه . نه اربعینه نه چیزی . رفت اتفاقا یکی از دوستاشو دید که بین شون بود . پرسیده بود بهش گفته بودن که : محرم هنوز تموم نشده و امسال به خاطر شهیدایی که مردم دادن بیشتر هم باید عزاداری کرد . فقط همین .
به نظر من کار جالبی بود . نه شعاری نه مستمسکی که کسی بتونه معترض بشه . فقط یه ریتم یکنواخت که آدمو یاد عزاداری میندازه باعث شد 20-30 نفر رو دور هم جمع کنه . و یادشون بندازه ما هنوز هم باهمیم و هنوز هم اعتراض داریم . اگر در دهنمون رو به زور گلوله و چماق بستن دلیل نمیشه فکر و مغزمون رو هم شستشو داده باشن و عوض کرده باشن . فقط یه خفه خون موقتیه که با کوچکترین جرقه ها ؛ خشم مون دوباره شعله ور میشه . گرونی و بی بنزینی و دعواهای فوتبالی و پارازیت و چه و چه موقتا مشغولمون میکنه ولی از هدفمون منحرف نمیشیم و خواسته مون کماکان دموکراسی و تمدن از دست رفتمونه .
راستی اون موقع خیلی دلم میخواست یه الله اکبر میگفتم و صدای بقیه رو هم درمیاوردم ولی ترسیدم هیشکی همکاری نکنه ضایع بشم با اون تیپم !!! آخه بسکه مردم محل مون شل و وارفته ان ..... یه چیز دیگه هم اینکه گفتم ممکنه برای اونایی که اینکارو کردن دردسر درست بشه و اگر یه درصد گرفتنشون همینکار براشون گرون تموم بشه . نمیدونم . به هرحال کسی که جرات کرده اینکارو بکنه صددرصد به عقل خودش رسیده 4 تا الله اکبر هم ضمیمه کنه ولی وقتی نکرده یعنی دلیلی داشته !
به هر حال جالب بود . راستی چشمتون روز بد نبینه . اومدم خونه یک ضعفی منو گرفت و پیشونیم به ذق ذق افتاد که نگو !!! طوری که دست به موهام میزدم جیغم درمیومد . به شوشی میگم نباید با سر خیس میرفتم بیرون .....میگه اگه بهت میگفتم یه درصد امکان داشت که نری ؟ گفتم : نه !!!! گفت :
گفتم : هرکسی باید خودش شعور داشته باشه ! 


قربون شما
قزن شعور !
سلام . علی الحساب یه چند وقت این یبوست وبلاگی بنده رو با این پستهای فورواردی تحمل بفرمائید ؛ می رسم خدمتتون .
قربون شما
قزن یبوست ! ( نامرد از نوع وبلاگیش منظورمه ! )
برگرفته از وبلاگ طنزهای ارمغان زمان فشمی
مدیرعامل موسسه شهید آوینی، پیشنهاد ساخت یک شهر سینمایی مانند هالیوود در ایران را داده و نام «هالیگاد» را برای آن انتخاب کرده است. از آنجا که پیش از اینها،سینمای هند نیز خود را «بالیوود» نامیده است، ما اسامی دیگری را برای سینماهای دیگر به شرح زیر پیشنهاد میکنیم:
سینمای کشور مالی: مالیوود
سینمای صامت: لالیوود
سینمای تخیلی: خالیوود!
سینمای هنری: قالیوود
فیلمهای برنده اسکار: عالیبود!
فیلمهای پرفروش: هالیسود!
سریالهای روتین نودشبی: هالیزود!
سینمای کشور چین: هالیوود
بله؟ هالیوود مال آمریکاست؟ نه بابا، باور کنید چینیها میتوانند هرجور شده به شما بقبولانند که اسم شهر سینمایی آنها هالیوود است و بعدهم سالی یک میلیون فیلم از آنجا بدهند بیرون که هیچ کدام با فیلمهای هالیوودی آمریکا مو نزند!
قزن نوشت : من واقعا نمیدونم این مطلب تا چه حد درسته و یا تا چه حد میشه به مسلمونها ایراد گرفت برای این سفر . بالاخره یکی از منابع درآمد های هر کشوری توریسمه . حالا اینا عرضه دارن ازش پول درمیارن . ما هم اینهمه آثار تاریخی و جاذبه توریستی داریم ولی نمیتونیم ازش پول دربیاریم چرا لج مون رو سر بقیه خالی کنیم ...
دوست دارم نظرات همه تون رو بدونم ......
قربون شما قزن توریسم !
